Türk dilleri ailesi
Vikipedi, özgür ansiklopedi
Türk dilleri veya Türk lehçeleri olarak Doğu Avrupa'dan Sibirya ve Çin'in batısına kadar uzanan bir alanda ana dil olarak 180 milyon kişi tarafından, ikinci dil olarak konuşanlar da sayılırsa 200 milyon kişi tarafından konuşulan, birbirleri ile çok yakın akraba olan ve 40 ayrı yazı diline bölünen bir dil grubu tanımlanır. Türk dilleri Altay dilleri ailesine aittir. En çok konuşulan Türk dili, Türkiye Türkçesidir.
Türk dillerini diğer dil ailelerinden farklı kılan mühim bir özelliği, konuşucularının uzun süre göçebe olarak yaşamışlığı ve bu yüzden bu dillerin sürekli birbirlerinden etkilenmiş olmalarıdır. Türk dillerinin çok sayıda aynı anlamda kullanılan ortak kelimelere sahip olmalarının yanı sıra cümle yapıları da hep aynı kalır. Bu yüzden Türk dillerinin bir dil ailesi olmadığı, tek bir dilin lehçeleri olduğu görüşü de yaygındır ve Türk lehçeleri, Çağdaş Türk yazı dilleri veya Türk dilinin kolları gibi adlandırıldıklarına da rastlayabiliriz. (Bakınız: "Dil" ve "Lehçe" tartışması)
ادامه مطلب

Herbert Marcuse
Vikipedi, özgür ansiklopedi
Herbert Marcuse (d. 19 Temmuz 1898, Berlin – ö. 29 Temmuz 1979, Almanya) ABD'li düşünür.
Frankfurt Okulu mensuplarından biri olan Marcuse, Marksist kuramı, 1920'den başlayarak değişen tarihsel koşullarla uyumlu hale getirmenin mücadelesini vermiştir. Bu amaçla, eleştirel Marksizmin kendi versiyonunu öne süren ve 1960'lı yıllardan başlayarak uluslararası bir ün kazanan Marcuse, Amerika Birleşik Devletleri'yle Avrupa'daki yeni sol hareketin destekçisi ve savunucusu olmuştur. O, söz konusu eleştirinin ardından, estetik ve biyolojik değerlerin yüceltildiği bir toplum düzeni arayışına girmiştir. Geleceğin toplumuna ilişkin görüşleriyle özgürlükçü bir komünist olarak nitelenen Marcuse, özgür, güzel, aydınlık, cinsel içgüdülerin bastırılmadığı, herkesin yeteneğine göre özgürce çalıştığı, çalışmanın bir oyun haline getirildiği, devletin baskıcı görevine gerek duyulmayan bir toplum düzenini özlemiştir.
ادامه مطلب
|
| ||||||||||
|
کارگردان |
||||||||||
|
تهیهکننده |
جوئل کوئن | |||||||||
|
نویسنده |
فیلمنامه: | |||||||||
|
بازیگران |
||||||||||
|
موسیقی |
||||||||||
|
فیلمبرداری |
||||||||||
|
تدوین |
||||||||||
|
توزیعکننده |
||||||||||
|
اکران |
||||||||||
|
مدت |
۱۲۲ دقیقه | |||||||||
|
زبان |
||||||||||
|
کشور |
||||||||||
|
بودجه |
۳۰ میلیون دلار | |||||||||
|
درجه فیلم |
R برای خشونت در فیلم | |||||||||
ادامه مطلب

1- زمينه اجتماعي
يورگن هابرماس در سال 1929 در شهر دوسلدورف آلمان متولد شد.در گومرز باخ بزرگ شد.پدرش ريئس دفتر"صنعت و تجارت " شهر و پدربزرگ وي مدير يك آموزشگاه محلي بود و پدر بزرگش يكي از روحانيان مسيحي زمان خود بود . در ارتباط با زندگي شخصي و خصوصي ، وي ازدواج كرد و داراي 3 فرزند است. در بيست سالگی آغاز به تحصيل در رشته های فلسفه، روانشناسی و ادبيات آلمانی در دانشگاه های گوتينگن، زوريخ و بن نمود. هابرماس تحصيلات دانشگاهي خود را در سال 1949 در گوتينگن شروع كرد . در ايام دانشجويي به لحاظ " نظري " هنوز در حال و هواي سال هاي دهه ي 1920 به سر مي برد. مطالعات وي او را به ماركس ، هگليون جوان ، هگل ، شلينگ ، فيخته و كانت هدايت نمود.در سال 1954 رساله ي دكتراي خويش را تحت عنوان " مطلق و تاريخ: در بررسي تضاد بين مطلق و تاريخ در انديشه ي شلينگ" به پايان برد و در سال هاي دهه ي 1950 با جديت به مطالعه ي آثار لوكاچ به ويژه كتاب تاريخ و آگاهي طبقاتي وي پرداخت.
از سال 1954 با سمت استادی در دانشگاه هايدلبرگ به تدريس فلسفه پرداخت. در سال 1956 در دانشگاه فرانكفورت دستيار تئودور آدرنو شد. از 1961 تا 1964 در دانشگاه هايدلبرگ به تدريس فلسفه پرداخت و نيز از سال 1964 تا 1971 در دانشگاه فرانكفورت جامعه شناسي و فلسفه تدريس كرد.بين سالهای 1971 تا 1982 با سمت رياست انستيتوی ماکس پلانک به کار پژوهشی در زمينهی تأثير دانش و فن بر زندگی اجتماعی مشغول بوددر سال 1981 يكي از بزرگترين آثار خود يعني " نظريه كنش ارتباطي" را در دو جلد منتشر كرد. از سال 1983 مجددا" به تدريس فلسفه و اين بار در دانشگاه فرانکفورت پرداخت.
روند تكوين شخصيت او بيش تر در متن شرايط سياسي – اجتماعي جامعه ي آلمان شكل گرفت و همانند ساير روشنفكران آلماني ظهور و سقوط نازيسم را تجربه نمود.
(سید عبدالمجید زواری ) ( نوذري، 1381 : 19- 23) ( محمد حريري اكبري)
ادامه مطلب
نوشتهي : آنتوني گيدنز ترجمهي: حميدرضا ششجواني
و پس از مرگ آن قدر به ارث گذاشت كه زيمل بتواند سواي درآمد شخصي، زندگياش را به راحتي بگذراند .ِ
تحصيلات عاليه و قسمت عمدهاي از زندگي دانشگاهياش را در دانشگاه برلينگذارند. چه او در سال 1876 به عنوان دانشجوي ليسانس وارد اين دانشگاه شد، ابتدا در رشتهي تاريخ نام نويسي كرد اما بعد به فلسفه متمايل شد. دكترياش را در سال 1881 با رسالهاي دربارهي فلسفه طبيعت كانت گرفت. اگرچه زيمل در سال 1885 استاد حق التدريس شده بود اما پيشرفت دانشگاهياش بسيار كند بود. با این که در سال 1900 به سمت استاد افتخاري ترفيع يافته بود، اما نه در اين سمت و نه در سمت قبلي، حقوق منظمي نميگرفت و گذران خود و خانوادهاش بيشتر از درآمد شخصياي تأمین میشد كه به او ارث رسيده بود. سرانجام در سال 1914 كرسي استادي دايم را در دانشگاهِ استراسبورگ به دست آورد و تنها چهار سال بعد مرد .ِِِِ
دلايلي چند موجب تأخير در زندگي دانشگاهي او شده بودند که يكي گذشتهي يهودي او بود. در ابتداي قرن بيستم عوامل ضد يهود در دانشگاههاي آلمان و بهخصوص در برلين روز به روز قدرت بيشتري ميگرفتند. دليل ديگرش ويژگي دايرهالمعارفي انديشهي زيمل بود. او به گونهاي غيرمعمول در زمينههاي متنوعي ازجمله جامعهشناسي، روانشناسي، اخلاق، معرفتشناسي و زيباییشناسي مينوشت و درس ميداد. سخنرانيهايش جزو محبوبترين دروس دانشگاه بود و حتي توجه دانشجويان رشتههاي ديگري را كه خارج از موضوع آثارش بودند به خود جلب ميكرد و بعضي ترم ها آوازهي هنرمندي Showmanدانشگاهي را به دست ميآورد. و از اين گذشته به تكرار براي جماعتِ مردم سخنراني ميكرد و مطالباش را به طور گسترده در نشريات غيردانشگاهي به چاپ ميرساند.ِِ
زيمل نويسندهي پركاري بود و گرچه كتابهايش بازبيني مطالبي بود كه پيشتر به صورت مقاله منتشر كرده بود اما در طول زندگياش حدود 200 مقاله و 22 كتاب نوشت که بيشترِ آنها پس از مرگاش چاپ شدند. اولين اثرهايش همچنان كه آخرينِ آنها عمدتاً در زمينهي فلسفه بودند . اينها، آثاري انتقادي دربارهي فلسفهي اخلاق و فلسفهي تاريخ بودند. نقطهي اوج كارهاي (1918) و نيز كتابهايي در مورد كانت شوپنهاور و نيچه بودند. زيمل برخلاف اغلبِ نظريهپردازان برجستهي اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيست علاقهي اندكي به سياست نشان مي داد. به هر روي او از گرايشهاي جديد در ادبيات و هنر اطلاعات روزآمدي داشت و دربارهي چهرههاي مسلط روزگار خودش مقالاتي انتقادي مي نوشت. منتشر كرد كه زندگينامهی رامبراند عنوان فرعيِ مناسبِ « جستاري در فلسفهي هنر » را دارد.ِِِِ فلسفياش كتاب فلسفهي حياتِِ او زندگي نامهی گوته و رامبراند را نيز
جامعهشناسي زيمل را مثل جامعهشناسي ماكس وبر تنها زماني به درستی ميتوان دریافت كه به سنتهای عقلانياي توجه کنیم كه به شدت تحت تأثير آنها بوده و با اين حال به مقابلهي با آنها برخاستند. فلسفهي تاريخ ( كه درآثار هگل و ماكس بازنموده ميشد) و مكتب تاريخي علم حقوق و اقتصاد سياسي که ايدهي محوري روح قوميVolksgeist را با خود داشت، دو شاخهي عمدهی تفكرِ اجتماعي آلمان در خلالِ قرن نوزده بودند. در اين جا هيچ خبري از آن نوع سنت پوزيتويستي نيست كه حتي در فرانسهي قبل از كنت رشد يافته بود. جامعهشناسي زماني در آلمان پا گرفت كه دانشمندان از ديدگاههاي متفاوتی مثل فلسفه، اقتصاد و تاريخ ناگهان پيبردند كه مجبورند ارتباط متغيرهاي اجتماعي را با مسايل موجود در رشتههاي خودشان بيابند. اما مفهوم نهايي اين جامعهشناسي با آنچه در فرانسه و انگلستان رشد يافته بود كاملاً متفاوت بود. آموزش زيمل اساساً آموزشی فلسفي بود و نوشتههاي او، هم در جامعهشناسي هم در فلسفه، نشان ميدهد كه تا چه حد تحت تأثير كانت بوده است. اگر چه زيمل اعتقاد داشت كه جامعهشناسي ميتواند به عنوان رشتهاي مستقل بنياد شود اما مخالف مدل كلنگرانهي اجتماع بود. چه از نوع هگلياش باشد چه كنتي يا اسپنسري. به زعم زيمل در برداشتي كه كنت و اسپنسر از جامعهشناسي ارائه كرده بودند جامعه سواي افراد تشكيل دهندهاش موجوديتي ذاتي دارد. آنچناني كه زيمل مي پنداشت، جامعه براي افراد واقعيتي بيروني بود و از همين رو تمامِ وجوهِ آگاهي و رفتار فردي را الگوبندي ميكرد. او ميخواست جامعهشناسي را بر پايهاي نو بنا كند تا بتواند از پس پاسخ به اين ايرادات برآيد. ِِِِِِِِ
ادامه مطلب
" محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد " . تولستوی
" باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند " . فردریش نیچه
” تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است “ . انگلسادامه مطلب
زنان در این مکان بر مردان تسلط دارند .
برای کار در مزارع صبح زود بیرون می آیند و مردان در خانه می مانند و به امور منزل می رسند و گیتار می زنند و خانه را با گلها و شکوفه ها تزیین می کنند تا زنانشان بعد ازظهر از مزرعه برگردند و عجیب اینکه این زنان نسبت به مردان بی اعتنایی نشان می دهند زیرا این مردان کاری جز دشمنی و پر چانگی ندارند و افرادی احساساتی هستند .
هند :
هر زنی در قبیله ناجای هند ناچار است تا زنگهایی کوچک به اطراف لباسش متصل کند تا در حین حرکت به صدا درآید و هرگاه بایستد از صدا باز ایستد و تنها دلیل آن آگاهی همسرانشان از زمان از کار باز ایستادن آنهاست تا آنها را مجازات کنند .
سرخپوستان امریکا :
شگفت تر اینکه زنان سرخپوست امریکا در امریکای جنوبی زمانیکه زنی نوزادی را به دنیا می آورد در مدت نفاس در رختخواب نمی ماند طبق عادت و رسوم تمام دنیا بلکه بالعکس این مرد است که بجای زن استراحت می کند و انگیزه این کار دور کردن ارواح خبیث از همسرانشان بوده است .
ملت باتاک:
در اعماق جزیره سوماترا زندگی می کنند و به نیرومندی مشهورند ولی این در مورد زنانشان صدق می کند نه مردان زیرا در اینجا مردان به تنبلی مشهورند و زنان انواع کارهای شاق و طاقت فرسا را انجام می دهند در حالیکه مردان نشسته و سیگار می کشند و در خمودگی به سر می برند .
جالب بود،از مرز گذشتيم و تازه وارد خاك كشور تركيه شده
بوديم كه هجوم مسافرين رو به طرف سالن سر پوشيده رو شاهد بودم من كه اولين بارم
بود چنين صحنه اي رو مي ديدم با دقت اين حركت مسافرين رو زير نظر داشتم آقايون
مستقيم به طرف بار فروشگاه مي رفتند و خانمها به سوي سرويس بهداشتي، بعد بازرسي و
گشت مامورين انتظامي گمرك تركيه از اتوبوس حامل مسافرين، وقتي اجازه حركت رو به
طرف استانبول گرفتيم و مسافرين رو جمع كردم براي حركت ،احساس كردم يه عده مسافر
جديد داخل اتوبوس دارم كه همگي از جنس عنوثند، حال و هواي اتوبوس يه جور ديگه شده
بود آقايون اكثراً اعتراض مي كردند و
حالت افسردگي داشتند(كه اينم علت خاص خودشو داشت) ولي بر عكس خانمها كه چهره هاي
جديدي براي من بودند خوشحال بودند ماجرا از اين قرار بود كه بعد از خروج از خاك
ايران از مرز بازرگان اين مسافرين ايراني كه از دو جنس مختلف بودند
(كه بايد مي بودند) هر كدوم بطرف دغدغه هاشون ، كمبوداشون شتافتند . آقايون توريست
ايراني به دنبال مشروبات الكلي بودند و خانمها به فكر عوض كردن قيافشون از شكل به
ظاهر اسلاميش به لائيكش بودند به همين دليل آقايون به سوي بار و خانمها در سرويس
بهداشتي چنان تريپي عوض كردند كه من اول كار فكر كردم كه يا من اتوبوس رو اشتباه
سوار شدم يا اين مسافرين جديدند، من كه 12 ساعت از حضورم با اين مسافرين نمي گذشت
هنوز همه رو به خوبي نمي شناختم .
ادامه مطلب
|
||
ادامه مطلب
در گذر زمان،
جوامع از سادگي به پيچيدگي سير مي كنند . در اين گذر موضوعات و مباحث
بسياري نيز دستخوش تحولات مختلف مي شوند. برخي اهميت بيشتري به دست مي
آورند و برخي نيز با نزول مراتب اهميت و اولويت مواجه مي شوند. مقوله ي
ارتباطات انساني و يكي از زيرمجموعه هاي آن يعني رسانه هاي گروهي از
موضوعاتي هستند كه در جوامع انساني هرروز بر اهميت آن افزوده مي گردد تا
جايي كه دوراني از تاريخ بشري را به نام اين موضوع مي خوانند؛ عصر رسانه
ها. |
|
|
ادامه مطلب
ولنتاين را خيلي ها مى شناسند :
"در سده سوم ميلادي در روم باستان ، فرمانروايي بوده است بنام کلوديوس دوم. کلوديوس باورهاي شگفتي داشته است از آن ميان اينکه سربازي خوب خواهد جنگيد که مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي کند.کلوديوس به قدري سنگدل وفرمانش به اندازه اي قاطع بود که هيچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت.ولي کشيشي به نام والنتيوس(ولنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي کرد.کلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد که والنتاين را به زندان بيندازند و به جرم جاري کردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به نام فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق !!! "
ولنتاين را خيلي ها مى شناسند. از برخي روزنامه ها، مجلات و سايت هاى اينترنتى . از پشت ويترين ها به شكل هدايا و كارت پستال هاى منسوب به ولنتاين و جمله «ولنتاين مبارك » . شايد هم از ترافيک سنگين و شلوغي رستوران ها و پارک ها .
براى باور اين گفته، كافى است وارد اينترنت شويد و كلمه «ولنتاين» يا «ولنتين» را براى جست وجو وارد كنيد، آنگاه به طور حيرت آورى با ليست بى انتهايى از وبلاگهاى جوانان ايرانى مواجه خواهيد شد كه مطالبى در خصوص اين روز همراه با تبريكات متعدد و متنوع آورده شده است!
اما شايد كمتر ايرانى از وجود روز عشق در ايران باستان و برگزارى جشنى براى بزرگداشت اين موهبت، آن هم نه با قدمتسه قرن پيش از ميلاد ، بلكه ازبيست قرن قبل از ميلاد حضرت مسيح ! اطلاع داشته باشد :
" فلسفه بزرگداشتن اين روز به نام "روز عشق" بدين گونه بوده است که در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي کردند و افزون بر اينکه ماه ها نام داشتند، هريک از روزهاي ماه نيز يک نام داشتند. براي نمونه روز نخست "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) که نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاکي" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" که ويژه خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ فرنام (لقب) ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يک چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. از اين روي در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يک بار، نام روز و ماه يکي مي شده است که در همان روز که نامش با نام ماه همزمان مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. براي نمونه شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت که در ماه مهر، "مهرگان" نام مي گرفت .
ادامه مطلب
|
ادامه مطلب

روان شناسان در مورد بروز تفاوت زن و مرد، هر دو عامل محيط و وراثت را سهيم مي دانند. اما جامعه شناسان با روان شناسان اختلاف نظر فاحشي دارند. آنها معتقدند كه تفاوت هاي زن و مرد معلول تفاوت رفتاري است كه جامعه در مورد آنان پيش مي گيرد و معتقدند كه دو جنس در اساس با هم هيچ تفاوتي ندارند، بلكه اجتماع موجب مي شود كه آنها گرايش هاي متفاوت پيدا كنند و به زمينه هاي مختلف سوق داده شوند. از نظر جامعه شناسان تفاوت زن و مرد در جزييات است نه در كليات. زيست شناسان عقيده دارند كه زن و مرد تفاوت هاي بنيادي دارند، بدين معنا كه تفاوت هاي آنها در درجه اول ارثي است نه محيطي. آنها معتقدند كه هر سلول بدن زن با هر سلول بدن مرد تفاوت دارد.
آنها قبل از آن كه به دنيا بيايند و تحت تأثير نفوذهاي اجتماعي قرار گيرند، كاملاً تمايز پيدا كرده و براي زن يا مرد شدن آماده مي شوند.
پسرها ارتباط هاي مكانيكي را بهتر درك مي كنند و استعداد رياضي بهتري نسبت به دخترها دارند، اما در كارهاي دستي مخصوصاً كارهايي كه نياز به چالاكي انگشتان دارند دخترها بهترند و چابكي انگشتان زنان به آنها اجازه مي دهد كه ماشين نويس خوبي باشند. يكي از ويژگي هاي جالب زنان اين است كه مي توانند اطلاعاتي را براي مدت كوتاهي در حافظه خود نگه دارند كه با هم هيچ ارتباطي ندارند و به خود آنها نيز مربوط نيست. بر پايه همين توانايي است كه زن ها بهتر مي توانند به منشي گري و كارهاي دفتري اشتغال داشته باشند. دختران از دوران ابتدايي تا دانشگاه آن هم تا سطح ليسانس در مجموع بهتر از پسرها درس مي خوانند و موفقيت هاي بيشتري به دست مي آورند. اما بعد از فراغت تحصيل و به ويژه بعد از دوره ليسانس، معمولاً از رقابت دست برمي دارند و در صورت ازدواج، خود را كاملاً وقف خانواده مي كنند. البته زنان شاغل، نويسنده، وكيل و پزشك هم وجود دارند اما كمتر به جاه طلبي و مقام پرستي روي مي آورند و اين امر به مقدار زيادي از شكوفايي استعدادهاي آنها جلوگيري مي كند. پسمي توان گفت كه علت محدوديت زن ها مسائل عاطفي است نه كمبود استعداد.
ادامه مطلب
بمناسبت روز "والنتاین" فرستادن در 2007-02-15 |
بمناسبت روز "والنتاین" |
پوشش اجبارى: نقض حقوق اولیه انسانى
۲۸ سال است كه با آغاز فصل گرما در ایران مبارزه با آنچه از طرف حكومت «بدحجابى» خوانده شده نیز آغاز میگردد. اما آن چیزى كه هرسال فراموش مىشود، حقوق اولیه انسانى است كه یكى از ابتدایىترین این حقوق، آزادى انتخاب پوشش است.
یك خودروى نیروى انتظامى، یك افسر پلیس و دو مأمور زن. دختركى كه در تمام مدت پشت به دوربین دارد و تنها مانتوى تیرهرنگش را مىبینیم و البته صداى جیغهایش را مىشنویم. پلیسهاى زن، دخترك را به زور سوار خودروى نیروى انتظامى مىكنند.
زنى حدودا ۳۰ و چند ساله با مانتوى بلند و شالى بر سر. یك پلیس زن، یك مینىبوس نیروى انتظامى و یك كودك. پسرك با دو دست كوچكش به چادر پلیس زن آویزان شده. صداى هقهقش را حتا در عكس هم مىتوان شنید.
یك خودروى وان نیروى انتظامى پر از زن. زنى نشسته كنار پنجره و گریان. كمى آنسوتر در خیابان مردى با كودكى در بغل. دستان كودك به طرف پنجره خودروى وان دراز شده و با گریه مادرش را صدا مىزند. صورت مرد، كوهى است از نفرت.
ماده دوازدهم اعلامیه جهانى حقوق بشر مىگوید: احدى حق مداخله در زندگى خصوصى افراد را ندارد. ماده سوم این اعلامیه نیز تصریح كرده كه هركس حق زندگى، آزادى و امنیت شخصى دارد.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: نحوه انتخاب پوشش جزو خصوصىترین و نیز ابتدایى ترین حقوق انسانهاست. این اصل تا بدانجا پذیرفته شده كه وقتى حكومت سكولار فرانسه، استفاده از حجاب در اماكن عمومى را ممنوع اعلام كرد بسیارى از فعالان حقوق بشر با استناد به همین اصل، حكومت فرانسه را مورد انتقاد قرار دادند. در حالیكه یك حكومت سكولار مىتواند با مظاهر هرگونه تبلیغ دینى مخالفت كند.
ادامه مطلب
سا زمان بهداشت جهانی سال گذشته اعلام نمود حدود ۱۶۰ میلیون نفر از زنان در بیش از ۳۰ کشور اسیای و افریقای تا کنون ختنه شده اند ، طبق امار سازمان ملل روزانه حدود ۶ هزار دختر در جهان ختنه می شوند ، که بیشترین انان بین گروه سنی ۴ تا ۱۰ سالگی می باشند ..*
در بعضی از کشورهای افریقای ختنه کردن زنان معادل است با بر داشتن کامل قسنت بیرونی الت تناسلی زنا ن و یا دوختن ان در کشورهای خاورمیانه ختنه زنان با بریدن کامل یا بخشی از بظر انجام می گیرد . طبق امار سازمان بهداشت جهانی ، سالانه هزاران دختر ذر سراسر دنیا به علت جراحات وارده و عفونت مربوط به ختنه کردن جان خودرا از دست می دهند و یا دچار بیماری عفونتی می گردند ، عواقب روحی و روانی این مسله سالهای درازی زنان ختنه شده رنج می دهد .

ادامه مطلب
ادامه مطلب
پيش از پرداخت به نقش جنبش فمینیسم سکولار درایران و این که چرا ازآن می بایست به عنوان پیشقراول مدرنیته در ایران نام برد، نخست مایلم برداشت خودرا ازدو مفهوم مدرنیته و نظریه «میان برشی» (Intersectionality) که در این بحث نقش کلیدی دارند روشن سازم.
نظريهء میان برشی یکی از جدید ترین گرایشات در اندیشه فمینیستی است که دیدگاه های تک بعدی را در تجزیه و تحلیل رویدادهای اجتماعی به زیر پرسش کشیده است. نخستین بار (گذشته از سوسیالیست فمینیست ها) این پسا فمینیست ها و یا دقیقتر فمینیست های پسامدرن بودند که به ناسازه ( پارادکس) اندیشه فمینیستی انگشت گذاشتند: نظریه ای که از یکسو با نقد حرکت از مفاهیم عام چون انسان، فرد و یا طبقه و ناکافی دانستن آن برای بررسی تجربه متفاوت و خاص زنان به ساختارشکنی در نظریه های عام گرا همچون هومانیسم، لیبرالیسم و حتی مارکسیسم میپردازد. از سوی دیگر خود با حرکت از مفهوم کلی دیگری به نام مردانگی و زنانگی و رده بندی انسانها تنها در قالب مرد و زن، تصویری تعمیم یافته و کلی از جنسیت به نمایش میگذارد.
ادامه مطلب
مقدمه
ادامه مطلب
الف:توریسم
در کل یک فعالیت فرهنگی که با این پول کشور توسعه میابد و سرمایه انسانی گسترش میابد.
برای مثال لاندن ای london eyeکه درامد بسیاری برای بریتانیا دارد.و همچنین ساختمان فاستر Fusterکه از نظر معماری ارزش بالایی دارد و انگلستان با تشکیل موزه هایی در اطراف ان در حیطه معماری به جذب توریست پرداخته.
ب:صنعت سرگرمی
Intertaiment industry
ماهواره ,فیلم ,شهر بازی
ج:صنعت علم
knowledge industry
د:تبادل اطلاعات Information sociaty
امروزه زندگی به اطلاعات وابسته شده
2سیاست فرهنگی شده:
مردم در سیاست اهمیت پیدا کردند.یعنی تعلقات خاستها و مجموع جهت گیریها اهمیت پیدا کردند.وقتی از سیاست فرهنگ حرف میزنیم یعنی زندگی مردم دارای بار معنایی سیاسی شده.
3 مجموعه تحولات نظری و معرفت شناسانه:
برای کشف واقعیت به چیزی نیاز داریم که علاوه بر دید کمی و مادی دید کیفی وکلی نیز به قضیه داشته باشد.
4 فرهنگ همواره در طول تاریخ امری حیاتی برای انسان بوده.
فرهنگ همان وجه وجود شناسانه و هستی شناسانه ما را نشان میدهد.هستی ما از جنس فرهنگی است فرهنگ مهم است چون جزء وجود ماست.
برخی میگویند حجاب خانم ها ربطی به قرآن ندارد و این موضوع را مسلمانان مرد سالار درست کرده اند.واقعا قضیه چیست؟
واژه حجاب به معنای پرده و حاجب است و تنها موردی که در قرآن در ارتباط با بانوان به کار رفته،آیه 53سوره احزاب است که می فرماید «هرگاه از زنان پیامبر متاعی خواستید،از پس پرده بخواهید.» این
آیه،معروف به آیه حجاب است و همچنانکه میبینید، ربطی به نوع لباس پوشیدن
خانم ها ندارد.البته در دو سوره از قرآن مجید مطالبی در رابطه با پوشش
زنان مسلمان مطرح شده است.
1_آیه 39 سوره احزاب خطاب به پیامبر می فرماید :«به
همسران و دختران خود و زنان مسلمان بگو که "جلباب"ها یشان را کاملا بر خود
بپوشانند تا چنین کاری موجب شناسایی آنان و مانع آزارشان شود.( لسان العرب
،جلباب را لباس بلندی معرفی می کند که سر و سینه را به طور کامل می
پوشاند.)
2_در
سوره نور پس از بیان آداب داخل شدن به خانه دیگران،از پیامبر می خواهد که
مردان و زنان مسلمان نگاه خود را فرو گیرند و دامان خویش را بپوشانند.در
ادامه نیز از زنان مسلمان می خواهد «زینت
خود را_جز آن مقدار که نمایان است_آشکار نکنند و روسری های خود را بر سینه
ها افکنند و زینت خود را جز برای همسران،پدران و.....آشکار نسازند.»(آیه 31)
در آیه 60همین سوره می فرماید :«زنان از کار افتاده ای که امیدی به ازدواج ندادند،گناهی بر آنان نیست که لباس های خود را بر زمین گذارند،به شرط آن که قصد خود آرایی نداشته باشند،البته اگر خود را بپوشانند برایشان بهتر است. و خدا شنوای داناست.»در قرآن توصیه هایی نیز به زنان پیامبر شده است که برخی کارشناسان اسلامی،مخاطب آن را عام می دانند.در هر حال ،بد نیست نگاهی به سوره های نور و احزاب بیندازیم و در مفاهیم آن و به ویژه تفسیر شهید مطهری از این آیات دقت کنیم.
مقدمه
در روش هاي تعليم و تربيت، مهمترين و كليدي ترين عامل، بحث «الگو سازي» است. هر سن و هر جنس، الگوي خاص خود را بر مي تابد. در اين ميان مهمترين سن، دوران كودكي است. تربيت دوران كودكي توام با بهره گيري از الگوهاي خاص و ويژه اين دوران است. طبيعي است كه الگوهاي دوران كودكي به طور عمده از مولفه هاي عاطفي به جاي گزاره هاي عقلاني بهره مي برند. لذا رمز و رازهاي موجود در خيال پردازي هاي كودكانه، جايگزين گزاره هاي واقع گرايانه در تربيت بزرگسالان مي شود. مبتني بر اين اصل، استفاده از نماد حيوانات به صورت فانتزي، در انتقال مفاهيم آموزشي و تربيتي به كودكان، همواره مد نظر بوده است. به گونه اي كه امروزه بيشترين حجم توليدات فرهنگي مربوط به كودكان در زمينه انيميشن، كتاب، داستان، و اسباب بازي، به استفاده از نمادگرايي از حيوانات محدود مي شود.
در اين ميان دختر بچه ها انحصارا به عروسك علاقه مند هستند. اين علاقه نشات گرفته از عاطفه ويژه دختر بچه ها و همچنين به دليل قدرت برتر عروسك در ايجاد حس همزات پنداري و تفاهم خيالي با كودك است.
عروسك، بالاترين نقش تربيتي را به ويژه در شكل دهي و پايه ريزي شخصيت دختران دارد. دختر بچه ها، زنان آينده هر ملت هستند و براي انحطاط هر ملت بايستي دختران و زنان آن ملت را منحط تربيت كرد؛ همانگونه كه براي اعتلاي هر ملت، بايستي دختران و زنان آن ملت را متعالي تربيت كرد. از اين منظر، نقش عروسك در تهاجم فرهنگي نقش بسيار برجسته است.
پديده عروسك باربي
كمپاني متل در سال 1945، توسط زوج «هندلر» و «مت» در ايالت كاليفرنياي جنوبي آمريكا تاسيس شد. اين شركت، ابتدا قاب عكس توليد مي كرد و سپس به ساخت مبلمان خانه، و در نهايت به توليد اسباب بازي روي آورد.
متل و «ميكي ماوس»:
كمپاني متل در 1955، براي تبليغ اسباب بازي ها در نمايش هاي تلويزيوني با كلوپ ميكي ماوس به همكاري پرداخت كه موجب دگرگوني ساختاري در تجارت اسباب بازي شد.
جهت گيري در عروسك سازي:
در سال 1959، به دليل علاقه دختر «هندلر» به عروسك هاي كاغذي، اين شركت طرح ساخت عروسك را دنبال كرد كه منجر به عقد قرارداد براي دريافت امتياز عروسك آلماني «لي لي» شد.
عروسك «لي لي»:
عروسك «لي لي»، در واقع بر گرفته از شخصيت و اندام و چهره يك زن خيابان گرد آلماني به همين نام بود. عروسك آلماني «لي لي» به عنوان يك قطعه كلكسيوني فقط به بزرگسالان به ويژه به كلكسيونرهاي اسباب بازي فروخته مي شد.
ادامه مطلب
پی نوشت:مطمئنم بعضیاشونو دوستان میشناسن!
فرهنگ(culture):جامهع شناسان براي فرهنگ تعاريف متعددي به دست داده اند.كلوك هون فرهنگ را :«طرح يا نقشه زندگي»تعريف مي كند.بكر آن را «درك مشترك مردم براي هماهنگ كردن كارهاي جديد» تعريف مي كند.
قانون(low):قانون سيستمي از هنجار هاي يكسان براي نظم بخشيدن به رفتار هاي انساني است.هدف از تثبيت چنين سيستمي برقراري كنترل هاي اجتماعي است.قوانين معمولا" نه از طريق آداب و رسوم بلكه توسط امرين(خصوصا" آمرين سياسي)جامعه تفسير و اعمال مي شود.
پي نوشت:آشنائي با مفاهيم اساسي جامعه شناسي:حميد عضدانلو
بی اختیار
به جای گفتن یک "تو"ی گرم و صمیمی واژه سرد و بی روح "شما" را بر زبان جاری ساخت
و در قلب عاشق من دوباره تمام رویاهای خوشم را بر انگیخت
من در مقابل او خاموش ایستاده ام
نمیتوانم چشم ازشمایل خوب او بردارم
میگویم:
شما چقدر دوست داشتنی هستید!اما تمام وجودم فریاد می زند:
چقدر دوستت دارم!
از الکساندر پوشکینُ ترجمه علی آقا بخشی






بمناسبت روز "والنتاین" 




